بغض دست و پایم را می گیرد
دو کاسه ی آبی
انار دانه می کنم
یک دانه ی قرمز را
سهم ِ گنجشک ِ گرسنه ی کوچه مان می کنم
و یک مشت
مثل زهر
به حلق خودم می ریزم
بقیه را گذاشته ام
برای تویِ بعد از من
که از مشتم
دانه ی انار نچیدی ...
□ نوشته شده در
ساعت 10/10/2006 11:24:00 PM توسط
::
|