Tuesday, October 10, 2006       


بغض دست و پایم را می گیرد دو کاسه ی آبی انار دانه می کنم یک دانه ی قرمز را سهم ِ گنجشک ِ گرسنه ی کوچه مان می کنم و یک مشت مثل زهر به حلق خودم می ریزم بقیه را گذاشته ام برای تویِ بعد از من که از مشتم دانه ی انار نچیدی ...


|



|